حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 33

شرح فصوص الحكم

واصفى ، شوشترى ، خواندمير در ترجمهء احوال او آورده‌اند « 18 » ، كمال الدين محمود غجدوانى « 19 » و فرزندش شريف الدين ، دو اثر ارزنده در احوال ، سير و سلوك و مناقب او تأليف كرده‌اند . كمال الدين حسين خوارزمى ، شعر مىگفته ، و نيز رساله اى به نثر در آغاز سلوك - آن گاه كه به ارادت شيخ محمد خبوشانى كمر بسته بوده - يعنى در سال 925 ، در خوارزم ، در منزل شيخ محمد خواجه صوفى فرزند بدراتايى ، تأليف كرده است « 20 » . و آن كه شوشترى و به تبع او ، خاورى شرح فصوص الحكم ابن عربى ، به او نسبت مىدهند « 21 » ، اساسى ندارد ، اما رساله اى كه آقاى دانش پژوه به نام « چهل مجلس » به همين خوارزمى نسبت داده‌اند ، رساله اى مستقل نيست هر چند كه در نسخهء كتابخانهء مركزى دانشگاه به هيأت مستقل كتابت شده است . و هم آن رسالة ، از نگاشته هاى كمال الدين حسين خوارزمى نيست بلكه مقولاتى است عرفانى كه در چهل ، مجلس از سوى خوارزمى تقرير گرديده و به وسيلهء محمود غجدوانى و به انشاء همو نبشته شده ، و مقالهء چهارم از كتاب مفتاح الطالبين را ساخته است . و اما حسين خوارزمى سوم كه پيش از پدر و پسر مذكور - در نيمهء دوم سدهء هشتم و نيمهء اول از سدهء نهم - مىزيسته ، ملقّب است به « تاج الدّين » ، كه نه تنها شاعرى وحدت وجودى بوده ، بل از علوم معقول و منقول و ظاهر و باطن آگاهى تمام داشته ، و قلمش در نگاشتن نثر فارسى استوارست و سخته ، بطورى كه نثرش را گاه گاهى صبغهء شاعرانه مىدهد . بارى در خصوص زندگى تاج الدين حسين خوارزمى - آن چه متأخران و معاصران آورده‌اند - در مقدّمهء آقاى درخشان بر ينبوع الاسرار فراهم آمده است ، و نگارنده چيزى ندارد كه افزون بر آن باشد مگر سه نكته : يكى آن كه تاج الدين حسين در سال 836 در خوارزم بوده ، و با امير إبراهيم سلطان - كه دو بار در سالهاى 834 و 839 مورد حمله و هجوم ازبكان قرار گرفت - روابط حسنه اش برقرار بوده است . چنان كه در نامه اى كه به يوسف اهل نوشته ، متذكَّر اين نكته شده است « 22 » . دو ديگر ، لقب اوست كه گفتيم . و مىافزاييم كه خودش در هيچ يك از آثار خود ، خود را ملقّب به لقبى نكرده ، ولى ديگران از او ، با لقب تاج الدين ياد كرده‌اند . اين نكته از كتاب ارزندهء فرائد غياثى « 23 » برمىآيد . بطورى كه در آن جا متن نامه اى هست كه « سلطان شيوخ الإسلام ، مولى العلماء في الأنام ، تاج الحقّ و الدّين حسين الخوارزمي متع الله المسلمين به طول بقائه الى العبد المحرر » از خوارزم به جام ، در جواب نامهء يوسف اهل فرستاده است . و نيز نامه ايست از همين حسين خوارزمى به

--> « 18 » - خصوصا نكاتى كه مؤلَّف شذرات 8 / 320 و صاحب بدايع 2 / 317 دربارهء او آورده‌اند ، بسيار با اهميت است . « 19 » - محمود غجدوانى ، مفتاح الطالبين را دربارهء مشايخ سلسلهء حسينيهء همدانيه و احوال و اقوال و مجالس حسين خوارزمى نگاشته است كه نگارنده ، آن را در دست تصحيح و تحقيق دارم . در همين جا لازم مىدانم آقايان دانشى - أكبر ثبوت و نذير احمد رانجها - را سپاس گزارم كه عكس نسخه هاى گنج بخش از آن كتاب را در اختيار بنده گذاردند . « 20 » - ازين رسالة دو نسخه شناسايى شده است . بنگريد به : ايرج افشار ، بياض سفر 507 ، مهدى درخشان : مقدمهء ينبوع الاسرار 41 - 43 فهرست مشترك پاكستان 3 / 1247 . « 21 » - مجالس المؤمنين 318 ، ذهبيه - تصوف علمى - آثار ادبى - 1 / 507 . « 22 » - بنگريد به : فرائد غياثى ، تصحيح حشمت مؤيد ، 2 - 562 . « 23 » 2 / 56 و 563 و 569 .